![]() |
|
|
|
این چکامه استاد گرامی دکتر محمدرضا شفیعی کدکنی را نظر به ارزش و اهمیت خاص آن ، به نقل از وبلاگ دوست شاعرم محدثی خراسانی در اینجا می آورم تا تاکیدی باشد بر خروش راستین این استاد فرزانه و دریغ او بر سخن فارسی که سخت گرفتار روزمرگی ها و ابتذالهاست: ای شعر پارسی که بدین روزت اوفکند ای خفته خوار بر ورق روزنامه ها نه شورو حال و عاطفه ، نه جادوی کلام نه رقص واژه ها ، نه سماع خوش حروف یا رب کجا شد آن فر و فرمانروایی ات یا رب چه بود آنکه دل شرق می تپید فردوسی ات به صخرهّ ستوار واژه ها ملاح چین، سرودهّ سعدی، ترانه داشت روزی که پایکوبان رومی فکنده بود از شوق هر سرودهّ حافظ به ملک فارس فرسنگ های فاصله، از مصر تا به چین اکنون میان شاعر و فرزند و همسرش زیبد کزین ترقی معکوس در زمان کاین گونه ناتوان شدی اندر لباس نثر جیغ بنفش آمد و گوش زمانه را جای بهار و ایرج وپروین جاودان بگرفت یافه های گروهی گزافه گوی آبشخور تو بود ، هماره ضمیر خلق واکنون سخنورانت یک سطر خویش را در حیرتم ز خاتمهّ شومت ای عزیز |
||
|
|
چهارشنبه 3 تیر1388 محمدرضا ترکی
|
|
|