تبليغاتX
فصل فاصله - تو باید...!
 
 

نمی خواهم ای دوست دلگیر باشی
در آیینه
 اشکی سرازیر باشی

مباد از صمیمیت و عشق خالی
همیشه پر از سوء تعبیر باشی

بپوسی در آن موج افسردگیها
و بازیچهّ دست تقدیر باشی

و یا چون گُلی در کف باد هرزه
دچار تباهی و تحقیر باشی

زمان می رود چون قطاری قدیمی
مبادا گرفتار تاخیر باشی

تو باید تو باید که گُردآفریدی
بر اوج بلند اساطیر باشی

فرود آی بر پیکرم ، دوست دارم
تو را ، گرچه چون زخم شمشیر باشی !

 پنجشنبه 18 بهمن1386    محمدرضا ترکی  |