![]() |
|
|
|
جناب سید ابوالقاسم حسینی(ژرفا) که از اجله صاحبان فضل و فضیلت و ذوق و ارباب معنویت و سیادت هستند ،سروده ای به بنده مرحمت فرمودند تا خدمت استاد عظیم الشان ، جناب دکتر محمدرضا شفیعی کدکنی(م. سرشک) برسانم. حیفم آمد با این سروده زیبا و نام این دو عزیز فصل فاصله متبرک نشود. در بالای شعر آمده است: "به احترام انسانی که عمری شعر را زیسته است." ای ماه را ز روی تو شرم از قیاسها مرداب را ز حسرت خوابت"سرشک" و آه حیران آن قناعت و دولت: تضادها از کوچه باغهای نشابور رد شدم دستار را نهادی و ماندی به عهد خویش - ابلیس گاه جامه دگر می کند به تن ماندی به آستان بلا با ولای دوست وقتی تبر به جان عزیزت اثر نکرد تا نام "شیخ" می رود از خویش می روی یاد سه شنبه ها - که مرا نیز کاش بود - شعر و ادب به نام تو جان دوباره یافت هر جا که تر شود لبی از قند پارسی |
||
|
|
یکشنبه 22 مهر1386 محمدرضا ترکی
|
|
|