![]() |
|
|
|
صائب تبریزی ( شاعر قرن یازدهم) مشهورتر از آن است که نیازی به معرفی داشته باشد. غرابت مضمون و قوت لفظ ، به ابیات او درخششی ویژه بخشیده و انتخاب بیتهای زیبا و در عین حال متفاوت را از میان سروده های او دشوار ساخته است. زلف مشکین تو یک عمر تامل دارد کشتی عقل فکندیم به دریای شراب گر تو گل همیشه بهار زمانه ای از ما خبر کعبه مقصود مپرسید گفتگوی کفر و دین آخر به یک جا می کشد هوا چکیده نور است در شب مهتاب گفتگوی اهل غفلت قابل تاویل نیست ما را ز شب وصل چه حاصل که تو از ناز بوی گل و باد سحری بر سر راه اند کمند زلف در گردن ، گذشتی روزی از صحرا پیراهنی که می طلبی از نسیم مصر در حسرت یک مصرع ِ پرواز بلند است نه دین ما به جا و نه دنیای ما تمام داغ آن دریانوردانم که چون زنجیر موج نیست امروز کسی قابل زنجیر جنون بزرگ اوست که بر خاک، همچو سایه ابر |
||
|
|
پنجشنبه 3 خرداد1386 محمدرضا ترکی
|
|
|