![]() |
|
|
|
نه عاقلی به کمالم ، نه جاهلی به تمامم هدایت از چه بجویم ، بصیرت از که بخواهم تمام عمر دویدم ، به مقصدی نرسیدم شروعهای درخشان ، بدون نقطهّ پایان... همان ظلوم و جهولم ، همان ز خویش ملولم شراب لطف تو باران به کوه و دشت و بیابان نه واژه ای نه زبانی ، نه نامی و نه نشانی |
||
|
|
چهارشنبه 8 فروردین1386 محمدرضا ترکی
|
|
|