![]() |
|
|
|
زورقی گمشده بی ساحل و دریا من هیچ کس نیست در این بی تویی خاموش آه از آن شب که در آیینهّ رویاها آمدی، پیرهنت باغ شکوفایی آن چنان جلوه نمودی که ندانستم ای من ِ گمشده ، ای خوب اهورایی لذت سوختن از عشق حرامم باد |
||
|
|
دوشنبه 18 دی1385 محمدرضا ترکی
|
|
|