![]() |
|
|
|
شب از نیمه می رفت و من تشنه بودم تو بودیّ و چشم تو بود و سیاهی خیالت چنان شعله ای بر دلم ریخت و شب بر تمام تنم سایه گسترد *** شبی دیگر آمد... و من بار دیگر شبی کاش چون شاعران قدیمی آبان ۷۰ |
||
|
|
چهارشنبه 8 آذر1385 محمدرضا ترکی
|
|
|