![]() |
|
|
|
رخ تُرُش داری که من خوبم ، شکر شیرین کنی نکته قابل توضیح ، تعبیر "شکر شیرین کردن" است که باید آن را "بازار گرمی کردن" و "خود شیرینی کردن" معنا کرد.سعدی می گوید: هنر بیار و زبان آوری مکن سعدی! این رباعی از نزهه المجالس نیز همین تعبیر قدیمی را در بر دارد: ناچیده گلی زان دو رخ نسرینی تو خود شکری ز فرق سر تا به قدم *** خاقانی ام نه واللَّه سیمرغ نیست هستم "نیست هست"به معنی "امر موهوم و پیدای ناپیدا" چندین بار در دیوان خاقانی به کار رفته است. به عنوان مثال: ای دو لبت نیست هست ، هستِ مرا کرده نیست *** چون صبح ، خوش بخندید آن نیست هست مرجان نظیر این تعبیر را در شعر مولانا نیز می توان نشان داد: می رسید از دور مانند هلال *** در غیب هست عودی کاین عشق از اوست دودی |
||
|
|
چهارشنبه 1 آذر1385 محمدرضا ترکی
|
|
|